{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
grounding
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[علوم اجتماعی]
زمینه سازی
معنی grounding, معنی لقخعئیهئل, معنی grounding, معنی اصطلاح grounding, معادل grounding, grounding چی میشه؟, grounding یعنی چی؟, grounding synonym, grounding definition,
معنی urban externalities
,
ترجمه urban externalities
به فارسی,
معنی اگزوز، خروج (بخار)، در رو، مفر، تهی کردن، نیروی , چیزی راگرفتن، خسته کردن، ازپای در اوردن، تمام , کردن، بادقت بحث کردن
,
ترجمه اگزوز، خروج (بخار)، در رو، مفر، تهی کردن، نیروی , چیزی راگرفتن، خسته کردن، ازپای در اوردن، تمام , کردن، بادقت بحث کردن
به انگلیسی,
معنی پادو، نوکر، غیر ماهر، مامور جزء
,
ترجمه پادو، نوکر، غیر ماهر، مامور جزء
به انگلیسی,
معنی گرده افشانی
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی